باورنیوز

باورنیوز اولین رسانه الکترونیکی دانشگاهی برای تمام فصل ها و نسل ها

باورنیوز

باورنیوز اولین رسانه الکترونیکی دانشگاهی برای تمام فصل ها و نسل ها

مجله دانشگاهی باور نیوز
پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۸ مطلب در آبان ۱۳۹۵ ثبت شده است

پنجشنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۵، ۰۹:۴۷ ق.ظ

پیروزی دیوانه بر دروغگو

سرانجام انتخابات پرحاشیه آمریکا که به تعبیر تحلیلگران غربی، بدترین انتخابات تاریخ آن کشور بود تمام شد و برخلاف همه پیش‌بینی‌ها و نظر‌سنجی‌ها، دونالد ترامپ، نامزد حزب جمهوری‌خواه با پیروزی بر هیلاری کلینتون، راهی کاخ سفید شد.

ترامپ که در مناظره‌های انتخاباتی گفته بود اگر پیروز شود، به کاخ سفید رفته و سیفون را خواهد کشید، اکنون به عنوان رئیس جمهور آمریکا با شرایط دشواری مواجه است. او از سویی وعده‌های صد روزه مهمی داده که باید از عهده اجرای آن برآید و از دیگر سو، حتی در درون حزب خودش یعنی جمهوری‌خواه هم مخالفان سرسختی دارد!

پیروزی ترامپ بر کلینتون را نباید آغاز سلسله تغییرات اساسی در آمریکا قلمداد کنیم.حقیقت این است که ساختار سیاسی آمریکا به گونه‌ای طراحی شده که رئیس جمهور،  مجری تدابیر پشت پرده طبقه حاکم است و بیش از این اختیاری ندارد. اما این نکته را نباید از نظر دور داشت که ترامپ، برخلاف کلینتون،  نماد آمریکای بدون نقاب است. نمایش کامل توحش،  تبعیض و سفاهت در یک آمریکایی به نام ترامپ. شاید این تنها تفاوت دو نامزد اصلی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باشد. کلینتون در حالی‌که سالها در سمت‌های مختلف آمریکا مشق سیاست کرده بود،  مکارانه می‌کوشید با استفاده از دروغ‌ها و حیله‌گری‌های متعارف خودش، چهره‌ای زیبا از هیولای کریه و بدسیرت آمریکا را به نمایش بگذارد. چهره‌ای که می‌توانست ساده‌دلان و خوش‌خیالان را خام کند و فریب دهد. در مقابل، ترامپ نماد جنون آمریکایی و کابوی قرن بیست و یکمی است که ماهیت آمریکا را به نمایش گذاشت. او به صراحت از تفوق و سلطه ثروتمندان بر فقرا گفت. از گرسنگی بیش از 40 میلیون آمریکایی، از دخالت‌های بیجای کشورش در کشورهای مختلف، از قصدش برای برخورد با مهاجران و .... اینها که او گفت، برگهایی کوچک از ماهیت پلید آمریکا بود و در این سیرک بزرگ، در این شعبده‌بازی تاریخی، لیبرال دموکراسی آمریکا کسی را پذیرفت و انتخاب کرد که هرچه بیشتر خشن، بی‌رحم و قداره‌کش بود. کسی را انتخاب کرد که نماد فساد اخلاقی و بی‌شخصیتی بود.کسی‌که در مناظره رسمی، تندترین و توهین‌آمیز‌ترین عبارات را نسبت به رقیبش به‌کار برد و از آن کار، هیچ خجالتی هم نکشید. 

انتخاب ترامپ، میوه درخت شوم لیبرال دموکراسی آمریکا را به جهانیان نشان داد. به مردم دنیا گفت؛ چهره ایده‌آل و محبوب و منتخب جامعه آمریکا، یکی بین ترامپ و کلینتون است که هیچیک بر دیگری مزیت اخلاقی و انسانی و وجدانی نداشتند و از قضا، هرچه بدسگال‌تر، مطلوب‌تر و خواستنی‌تر !

در واقع او، شخصیت تراز آمریکایی‌هاست و هرکه جز این، تصویر و تصوری از آمریکا دارد، در خود فریبی مطلق فرو رفته است. سالهاست شخصیت‌های اصلی و قهرمانان مختلف آمریکایی،   همه هوس‌باز و بی‌عفت هستند  از بت من تا تازه‌ترین کاراکترهای سینمایی و انیمیشن اژدهای هفت‌سر هالیوود. آیا از چنین جامعه‌ای، باید انتظار داشت یک معلم اخلاق، یک فرد پاکدامن را برگزیند!؟سالانه هزاران آمریکایی به ضرب گلوله در خیابانهای کشورشان به خاک می‌افتند، آیا باید انسانی صلح‌دوست برگزیده شود!؟ ترامپ مرد تراز نئولیبرالیزم آمریکاایی است و ته این جاده شوم را به ما نشان می‌دهد.

آمریکا و فیل‌های غمگین!

اما در داخل کشورمان، سینه‌چاکان آمریکا مدتی بود در نقش ستاد فارسی‌زبان هیلاری کلینتون ایفای نقش کردند! آنها آن‌قدر با او احساس نزدیکی داشتند که روزنامه‌اشان را به آگهی‌نامه او تبدیل کرده بودند و هر روز با بهانه و بی‌بهانه، عکسی از عفریته جنگ و مادر داعش را با آراستگی هرچه تمام‌تر در صفحه اولشان چاپ می‌کردند!آن‌قدر در ترویج و مدح او پیش رفتند که گویی قرار است ما هم شناسنامه به‌ دست در این سیرک بزرگ شرکت کنیم! البته آنها حق داشتند برای ارباب دم تکان بدهند، شاید منفعتی، مصلحتی، حساب و کتاب پشت پرده‌ای در کار بوده و ما از آن بی‌خبریم اما هرچه بود، بوی کباب چنان مستشان کرده بود که آداب حرفه‌ای روزنامه‌نگاری را هم به یکباره به کناری نهادند و در کسوت یک نشریه زرد تبلیغاتی به رپرتاژرفتن روی آوردند و کوشیدند دوقطبی موهوم و غیرواقعی کلینتون - ترامپ را به داخل ایران بکشند و در اینجا هم جامعه و رجال سیاسی را به دو دسته موافقان و مخالفان کلینتون تقسیم کنند! آنها همان خواب‌زدگانی هستند که  پس از  ۸سال دورویی و کینه و دشمنی اوباما، هنوز او را رئیس جمهور مودب آمریکا می‌دانند و در دل شیفته کدخدای تخیلی هستند !کدخدایی که هر جنایتی علیه ملت ایران را روا دانست و از هیچ فشار و تحریمی علیه ما فروگذار نکرد!

حالا سینه‌چاکان داخلی کمتر از بازنده‌های جمهوری‌خواه عزادار نیستند. آنها گویی خودشان در انتخابات شکست خورده‌اند و احساس سرخوردگی وجودشان را فرا گرفته است!

روزنامه خبر جنوب که روزنامه‌ای محلی و منتسب به معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد است، در تیتر اول خود، قاطعانه از پیروزی کلینتون در انتخابات خبر داده بود! نکته قابل توجه اینکه این روزنامه، بالاترین میزان یارانه مطبوعات در دولت یازدهم را به خود اختصاص داده بود! هنوز معلوم نیست ارتباط بین حمایت از کلینتون و دریافت بالاترین یارانه مطبوعاتی چیست!

اما دیگر روزنامه‌های اصلاح‌طلب همچون شرق و روزان و آسیا و ...هم بر پیروزی قاطع کلینتون تاکید کرده بودند! البته نباید از نظر دور داشت که کلینتون در ایام فتنه، از اصلاح‌طلبان و فتنه‌گران حمایت کرده بود و شاید این روزها، روزنامه‌های زنجیره‌ای با این خوش‌خدمتی و ایفای نقش ساده فارسی‌زبان وی، می‌کوشیدند آن محبت‌های مادرانه را جبران کنند!

باید منتظر ماند و دید اصلاح‌طلبان چگونه از عهده این گاف بزرگ و آرزویی که به خبر تبدیل کرده بودند بر خواهند آمد!

منبع: روزنامه کیهان


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۵ ، ۰۹:۴۷
جمعی از نویسندگان
دوشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۵، ۰۱:۳۰ ب.ظ

مشکل همیشگی لغو سخنرانی ها

تشکل های دانشجویی دفتر تحکیم وحدت و انجمن اسلامی دانشگاه های پیام نور و آزاد اسلامی ارومیه از لغو بدون دلیل سخنرانی استاد حسن عباسی به شدت ناراحت شده و بیانیه های تندی را صادر کرده اند متاسفانه مسؤولین نتوانسته اند دانشجویان را نسبت به لغو این سخنرانی قانع کنند.

تشکل های اسلامی دانشگاه پیام نور و آزاد اسلامی این برنامه را در کانون جوانان بسیج روز سه شنبه ۱۸ آبان ساعت ۱۵ برگزار خواهند کرد و دانشگاه ارومیه هم مراسم را در سالن اجتماعات دانشگاه ارومیه سالن شهید چمران برگزار می نمایند.

آنچه که مشخص است رؤسای دانشگاه از خارج دانشگاه در فشار هستند و این عده با نیروهای انقلابی مشکل دارند و حالا که در این سطح مشکل ایجاد کرده اند جا دارد مسؤولین نهاد های انقلابی و بخصوص نهادهای قانونی مربوطه پیگیر قضیه باشند و برای همیشه این گروه فشار را از بین ببرند. این عده در جایگاه های حساس نشسته و بر علیه نیروهای انقلاب تیرهای زهر آگین می زنند و از طرفی آبروی رؤسای دانشگاه بخصوص رؤسای ضعیف و غیر انقلابی را به حراج می گذارند.

تشکل های انقلابی دفتر تحکیم وحدت، انجمن های اسلامی و بسیج دانشجویی نگذارند این اعمال فشار به یک رویه تبدیل شود و مسأله را پیگیری نموده و به سر منزل مقصود برسانند.


https://telegram.me/bavarnews

http://bavarnews.blog.ir

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۵ ، ۱۳:۳۰
جمعی از نویسندگان
يكشنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۵، ۰۸:۴۶ ق.ظ

انا لله و انا الیه راجعون

حجت الاسلام جعفر شجونی عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز دارفانی را وداع گفت/ ایشان در جریان فتنه ۸۸ به میدان آمدند و دفاع جانانه ای از ولایت و امامت نمودند، سخنان صریح و بی پرده ایشان در دفاع از کیان نظام اسلامی برای همیشه در تاریخ خواهد ماند. ایشان زبانی گویا و بیانی از عمق دل داشت و رسواگر منافقین بود.
از خداوند متعال می خواهیم ایشان را با اولیا و انبیاء و امام و شهدا محشور فرماید.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۵ ، ۰۸:۴۶
جمعی از نویسندگان
سه شنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ۰۵:۴۰ ب.ظ

رای اعتماد مجلس به گزینه های روحانی

دانش آشتیانی، سلطانی‌فر و صالحی امیری با رای اعتماد نمایندگان مجلس به ترتیب به عنوان وزرای آموزش و پرورش، ورزش و جوانان و فرهنگ و ارشاد اسلامی انتخاب شدند.

سلطانی‌فر با ۱۹۳ رای موافق، ۷۲ رای مخالف و ۹ رای ممتنع نمایندگان مجلس، وزیر ورزش و جوانان شد.

صالحی‌امیری با ۱۸۰ رای موافق، ۸۰ رای مخالف و ۶ رای ممتنع نمایندگان مجلس، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شد.

دانش آشتیانی با ۱۵۷ رای موافق، ۱۱۱ رای مخالف و ۶ رای ممتنع نمایندگان مجلس، وزیر آموزش و پرورش شد.


https://telegram.me/bavarnews

http://bavarnews.blog.ir

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۵ ، ۱۷:۴۰
جمعی از نویسندگان
سه شنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ۰۸:۰۹ ق.ظ

تنهای مهجور!

نوشته داریوش سجادی اصلاح طلب مقیم  آمریکا: حسن روحانی را در یک عیارسنجی با شاخص انقلاب اسلامی و مختصات اسلام ناب مطمح نظر شارح انقلاب اسلامی می توان استثنائی ترین رئیس جمهور از میان روسای جمهور ۴ دهه گذشته ایران محسوب کرد که از نحیف ترین و رقیق ترین میزان الفت و التافت با آموزه ها و مبانی اندیشگی و ساختاری انقلاب اسلامی و حکومت متصل به آن برخوردار است.

نحافتی که بصورت تبعی مانع از آن شده تا روحانی بتواند در قامت سپهسالاری خوش بنیه در سنگر مجاهدت و محافظت از آرمان ها و مواعید و مضامین در دستور کار انقلاب اسلامی، جلوه گری کند. به عبارت دیگر در منظومه اندیشگی و مختصات فکری و فهم و دانش و گفتمان دولت تدبیر و امید، خمینی و منظومه فکری خمینی در منتهی الیه مهجوریت واقع شده و امام انقلاب و انقلاب امام و مفاهیم و مبانی و معاریف ناشی از آن «امام و انقلاب» در چشم انداز سیاسی مطمح نظر حسن روحانی کاملاً در انزوا و انعزال، کُرنر و ناممکن شده!

اصرار و ابرامی که حسن روحانی از ابتدای ورودش به کاخ ریاست جمهوری داشت و دارد تا کابینه تدبیر و امید را با لوگوی تعامل با دنیا یا نورمالیزیشن «برند» کند شاخصی بارز از تباین وی و مبانی معرفتی وی با آرایه های اپیستمولوژیک انقلاب خمینی و خمینی انقلاب است.

برندی که پیوستن و الحاق و ادغام جمهوری اسلامی ایران در کاروان نظام بین الملل را مراد می کند تا به تعبیر موضعانش بتوانند از آن طریق سهم و حق و جایگاه شایسته و بایسته ایران در نظام بین الملل را بشیوه هم سوئی یا کنار آمدن با هژمونی فائق و مسلط «آمریکا محورانه» احصا نمایند!

بر همین مبنا است که وقتی حسن روحانی می گوید:

مسیر ما با دنیا مسیر تعامل و دوستی است. برخی فکر می‌کنند، تعامل سازنده به معنای این است که با غربی‌ها رو در رو لبخند بزنیم و صحبت کنیم، اما تعامل سازنده به معنای مناسب کردن روابط بین‌المللی برای صادرات کالا، اشتغال جوانان، واردات راحت‌تر کالاهای سرمایه‌ای و مواد اولیه است. مگر در دنیای امروز کشوری می‌تواند بدون رابطه با دنیا به پیشرفت برسد؟ قرآن نیز به ما خاطر نشان می‌کند «ان ارض الله واسعه» که دنیا باز و زمین وسیع است و راه بیفتید و در جهان سیر کنید اما برخی می‌گویند «ارض الله» ایران است و از مرز که خارج ‌شویم، افکار ما را می‌دزدند، ما را گول می‌زنند و برخی هنوز عظمت ملت ایران را باور نکرده اند.

این در حالی است که رهبری نظام در نقطه مقابل روحانی و چشم انداز تعامل گرایانه روحانی با صراحت می گویند:

موضوع «جهانی شدن» و توصیه آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها به ایران برای پیوستن به «خانواده جهانی» نمونه بارزی از بازتولید فرهنگ وابستگی است. مخالفت با پیوستن به آنچه طرف غربی جامعه جهانی می نامد، به معنای مخالفت با ارتباطات خارجی نیست بلکه به معنای مقاومت در مقابل فرهنگ تحمیلیِ قدرتهای بزرگ بر اقتصاد، سیاست و امنیت کشور است.

این دوئیت را باید برون ریخت تضاد و تباین فهم و سطح درک و شعور و دانش حسن روحانی و دولت تدبیر و امیدش با محکمات و مفردات و مسلمات ایدئولوژی انقلاب اسلامی محسوب کرد که متدرجاً موجبات اختگی و استهلاک و سایش کرانه های انقلاب را از طریق روزمرگی کردن انقلاب و حاملان انقلاب، فراهم می آورد.

عصاره اهتمام روحانی در رویکرد تعامل گرایانه اش با نظام کدخدا محورانه مطمح نظر ایشان را می توان به راهبرد «خرگوش باهوش» تشبیه کرد که طی آن ساکنان جنگل بجای ماندن در یک دغدغه دائمی بابت طعمه سلطان جنگل شدن و زیستمانی توام با جنگ و گریزی مستمر با قوه قاهره و فائقه سلطان، جنگلیان بکوشند تا با برسمیت شناختن قوه فائقه «سلطان جنگل» داوطلبانه ضمن تهیه و تقدیم طعام روزانه «سلطان» زیستی فارغ از کمین سلطان را ما به ازا کنند!

با این تفاوت که رویکرد روحانی عاری از هوشمندی خرگوشانه است تا به فراست بتواند سلطان جنگل را مفتون حیلت خود کرده و به مهلکه چاه تفرعن بیاندازد!

(۱ـ نگاه کنید به کلیله و دمنه، داستان خرگوش باهوش)

خبط فاحش روحانی ناشی از فهم ناصواب ایشان از جهان و مناسبات حاکم بر این جهان و تعامل خوش خیالانه ایشان در جهانی با مناسبات استعلائی آمریکا محورانه است.

خیر جناب روحانی!

تعامل و پیوستن به جامعه جهانی که حضرتعالی مراد می کنید اگر غفلت تاریخی نباشد قطعا ناشی از مسکنت اندیشگی است.

دنیائی بدآن معنا که شما مراد می کنید وجود خارجی ندارد. دنیای موجود دنیائی است تقسیم شده بین تسلیم شده ها به تمامیت هژمونی آمریکا و یک کشور منحصر بفرد که تسلیم این هژمونی نشده و تمامیت این هژمونی را به چالش کشیده.

باشندگان چنین دنیائی هر کدام بسته به وزن و شان و فربهی و نحافت شان، مقهور مهابت کدخدا تن به مناسبات مهتری ـ کهتری تحمیلی کدخدا داده و با تسلیم به ایشان و تقدیم پیش کشی متوقع به ایشان، سهمیه حقآبه زیستمان خود ذیل اقتدار کدخدا را جیره جوئی می کنند.

اگر هم استثناهای روسی یا چینی را می بینید ایشان نیز نوعاً ذیل اقتدار فرهنگی آمریکا و تسلیم هژمونی فرهنگی آمریکا و تن دادن به اباحه سالاری آمریکائی تنها سهمی بیشتر از کیک قدرت موجود نزد کدخدا را مطالبه جوئی و چالشگری می کنند.

تفاوت ها بر سر سهم خواهی اقتصادی و سیاسی است در حالی که بالاتفاق هژمونی فرهنگی کدخدا را تمام قد برسمیت شناخته و ذیل چنان مرجعیت اباحه سالارانه ای، اقامه دعوی می کنند.

تصور نفرمائید تا آن اندازه ساده اندیشیم که همراهی روسیه در سوریه را به حساب رستگار شدن و پیوستن پوتین به دامان اسلام انقلابی و ناب محمدی می گذاریم!

آنقدر احمق نیستیم که ندانیم دعوای روسیه بر سر سوریه هم سو با دغدغه ما نیست و تنها حزم اندیشی حکم مان می کند تا از تضاد منافع اجامر بهره برداری حاذقانه کنیم والا تقید مشترک ایشان به ثلاثی «بخور ـ بخواب ـ بمیر» را به فراست متفطنیم!

در این میان اگر غفلت و مذمتی است متوجه دیوانیانی است که «امام انقلاب» و «مرام انقلاب» را مهجور تدبیر و امید واهی شان کردند!

جناب روحانی!

اگر «امام انقلاب» در تلخ نامه ۵۹۸ بر این بداهت اذعان می داشت که:

«خداوندا، در جهان ظلم و ستم و بیداد، همه تکیه گاه ما تویی ، و ما تنهای تنهائیم و غیر از تو کسی را نمی شناسیم و غیر از تو نخواسته ایم که کسی را بشناسیم»

 جناب روحانی ـ این تنهائی تقدیر ما نیست. تکلیف مان است!

امام را و اسلام امام را و انقلاب امام را نفهمیدید جناب روحانی!

تنهائی منظور امام ادبار از هژمونی «هم ریختی» در فرهنگ متفرعنانه آمریکائی و اقبال به همگنانی «یک ریختی» در فرهنگ دین محورانه ای است که انقلابش «نویدش و امیدش» را عهده داری می کرد.

تنهائی یک ریختانه (ایزومورفیک) انقلاب خمینی، ما به ازای چالشگری با هم ریختی (همومورفیک) تحمیلی لیبرال دمکراسی آمریکائی است.

چالش انقلاب خمینی با هژمونی فرهنگ آمریکائی چالشی است در حد فاصل جوامع هم ریخت (همومورف) که هم ریختی خود را مدیون انحلال شخصیت شهروندانش ذیل منیت و تفرعنی خویش کامانه اند با جامعه یک ریخت (ایزومورف) و موعود در اندیشه دین محورانه که یک ریختی شهروندانش را مرهون مستحیلی ذیل هیچ انگاری خود در مقابل همه چیز انگاری خدای خود اند. (۲)

تباینی محصول و محصور در دو گانه «دعوت به خویش» تا «دعوت به هیچ» در حد فاصل لیبرال دمکراسی غرب مهترانه تا خداسالاری دین محورانه.

جناب آقای روحانی!

انقلاب خمینی را نمی توان با انگشدانه «تعامل» در فرهنگ مبتذل و مسلط و فراگیر آمریکائی، توزین و توزیع و تفهیم و تبیین کرد.

دغدغه اسلام خمینی و انقلاب خمینی کرامت انسان به اقتفای بی همه چیزی «انسان» در مقابل همه چیزی «خداوند انسان» بود.

اذعان خمینی بر «هیچ ام و هیچ که در هیچ نظر فرمائی» تعارف و شوخی و شعر و شعار و نغز و نظم و نثر خمینی نبود. (۳)

ابرام خمینی بر «نیستم نیست که هستی همه در نیستی است» مانیفست انقلاب خمینی در مقابل هژمونی فرهنگی «شیطان بزرگی» بود که با دعوت انسان به «خودبینی خویش کامانه» بسترساز تفرعنی شد که اینک گشاده رویانه و آغوش گشایانه از داعش تا فواحش را هم زمان و توامان بارداری و میزبانی و عهده داری می کند. (۴)

تعامل انقلاب خمینی با هژمونی تفرعن و ابتذال همه کـَس کُش آمریکائی قرینه ای اشبه به لطیفه امتزاج طهارت با کثافت است! (۵)

امتناع تعامل بین انسان در «تراز اسلام» با انسان در «تراز شیطان» قرینه فرجام «درسو اوزالآ» اثر درخشان «آکیرو کوروساوا» کارگردان شهیر ژاپنی است.

شکارچی پیر و بی آلایش و با صفائی که در عمق طبیعت خشن سیبری چابکانه و چالاکانه و سبکبالانه و زلال و شاداب و شفاف با طبیعت و در طبیعت به «این همانی» رسیده بود و تنها در فردای بیرون کشاندنش از «طبیعت و حُریت» و الحاقش به شهریت و مدنیت در مدرنیته «ولادی وستوک» بود که به اسم «تعامل با تمدن» پژمرد و افسرد و جنازه گمنام اش پایان بدفرجامی اش در گوشه ای از دهکده جهانی کدخدا شد! (۶)

جناب آقای روحانی

انقلاب خمینی اگر صفوت و جلالتی دارد آن صفوت و جلالت را مدیون خودباشی و بیرون باشی از چرخه تعامل تیول دارانه حضرت کدخدا است.

زنده باشی این انقلاب مدیون خودباشی و بشاشی این انقلاب ما به ازای تحاشی آن از بره باشی چوبدارانه حضرت کدخدا است.  

با نام «تعامل» این انقلاب را به تیولداری جهانی کدخدا قلمه زدن بمعنای بی فردائی این انقلاب و بی مقداری این نظام و و پژمردگی و افسردگی و دلمُردگی خمینی صفتانی است که با «درسوی» مهربان «کوروساوا» به هم فرجامی و بدفرجامی تلخکامانه خواهند رسید!  

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱ـ نگاه کنید به کلیله و دمنه ـ داستان خرگوش باهوش و شیر کم هوش ـ http://bit.ly/2eSVwIA

۲ـ توضیحات بیشتر را در مقاله «از سماحت یک ریختی تا ملالت هم ریختی» ببینید ـ http://bit.ly/2dwWRpR

۳ـ اشاره به سروده «نیستم نیست که هستی همه در نیستی است ـ هیچم و هیچ که در هیچ نظر فرمائی» امام

۴ـ نگاه کنید به مقاله «از داعش تا فواحش» ـ http://bit.ly/24WgY0X

۵ـ نگاه کنید به مقاله «فرجام و انجام انسان در لیبرالیسم و اسلام» ـ http://bit.ly/1GGKrPw

۶ـ نگاه کنید به «درسو اوزالآ» در ویکی پدیا ـ http://bit.ly/2eUZhQ1

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۵ ، ۰۸:۰۹
جمعی از نویسندگان
سه شنبه, ۴ آبان ۱۳۹۵، ۰۳:۵۰ ق.ظ

حق تقدم با عابر است!

1- ناصر‌آقا یکی از راننده‌های قدیمی تهران بود - خدا رحمتش کند - روی اتوبوس‌های خطی درون شهر کار می‌کرد. از میدان خراسان به میدان توپخانه سابق مسافر می‌کشید. روزهای آخر عمر را در قهوه‌خانه‌ای که پاتوق راننده‌ها بود سپری می‌کرد. از قول او نقل می‌کنند که می‌گفت؛ یکی از روزها که باد تندی می‌وزید با اتوبوسم که پُر از مسافر بود وارد میدان توپخانه شدم، ناگهان چشمم به عابری افتاد که باد کلاهش را ربوده بود و او وسط میدان دنبال کلاهش می‌دوید. اتوبوسم ترمز درست و حسابی نداشت و فرمانش هم گیج می‌زد هر چه بوق زدم بی‌فایده بود و عابر شش‌دانگ حواسش را به کلاهش داده و دنبال آن می‌دوید. اتوبوس به چند قدمی عابر رسیده بود. همه مهارتم را به کار گرفتم و بالاخره با هزار زحمت توانستم کلاه را رد کنم!... قهوه‌چی که دلش برای عابر به شور افتاده و منتظر نتیجه ماجرا بود با دلواپسی پرسید؛ ناصر آقا! پس عابر چی؟ و ناصر آقا سینه‌ای صاف کرد و گفت؛ عابر که هیچی! زیر چرخ‌های اتوبوس له شد و عمرش را به شما داد! اما در عوض کلاه سالم مانده بود! قهوه‌چی به ملامت گفت؛ مهارتی که از آن دم می‌زدی همین بود؟!  کلاه بی‌سر به چه دردی می‌خورد؟ و ناصر‌آقا قیافه حق به جانبی گرفت و گفت؛ بالاخره یک سر دیگر پیدا می‌شود که کلاه را روی آن بگذارند!...

2- اغراق نیست اگر گفته شود  در حالی که  سه سال و 5 ماه از عمر  دولت آقای روحانی می‌گذرد بسیاری از وعده‌هایی که قبل و بعد از انتخابات داده بودند عمل نشده و بر زمین مانده است. اما آقای روحانی که معلوم نیست از چه مشاورانی مشورت می‌گیرد بر توفیقات دولت خویش! تاکید دارد و کارنامه دولت یازدهم را با شماری از شعارها و آمارهای غیرواقعی تزئین می‌کند و در بسیاری از موارد نیز صورت مسئله را تغییر می‌دهد و مطالبات مردم را که برخاسته از وعده‌های خود ایشان بوده و هست با طرح مسائلی که هرگز در فهرست مطالبات ملت نبوده است کنار می‌گذارد و...

اگرچه پرداختن به وعده‌های بر زمین مانده دولت یازدهم موضوع این نوشته نیست، چرا که پیش از این بارها به آن پرداخته‌ایم و پرداخته‌اند ولی اشاره به چند نمونه از اظهارات رئیس‌جمهور محترم که طی چند روز اخیر به مناسبت‌های مختلف مطرح کرده‌اند می‌تواند پاسخ پرسشی باشد که در ادامه یادداشت پیش روی خواهد آمد.

3- آقای روحانی در مراسم روز ملی صادرات به جای توضیح درباره علت رکود صادرات که ناشی از مسدود بودن روابط بانکی است و این نکته بارها از زبان مسئولان دست‌اندرکار دولتی نیز مطرح شده است، می‌فرمایند؛ رونق صادرات در تایلند و ویتنام و مالزی به خاطر آن است که روابطشان را با دنیا بر مبنای تعامل سازنده قرار داده‌اند و نتیجه می‌گیرد که «از دعوا با دنیا صادرات بیرون نمی‌آید»!  و توضیح نمی‌دهند که کلاه توقف صادرات را آمریکایی‌ها در جریان توافق هسته‌ای بر سر کشورمان گذاشته‌اند و فراموش کرده‌اند که خود ایشان با افتخار گفته بود در اولین روز اجرای برجام، روابط بانکی و تجاری ایران با کشورهای دیگر بدون کمترین مانعی برقرار خواهد شد! آقای روحانی کینه‌توزی سی و چند ساله و بی‌وقفه آمریکا و متحدانش علیه ایران اسلامی را هم به حساب دعوای ما با دنیا می‌گذارند! و توضیح نمی‌دهند که توقف صادرات، تاوان وادادگی در برابر دشمنان بیرونی و فریب‌خوردگی ناشی از اعتماد و خوشبینی نابجا به آنان است و شایسته نیست در اظهارات ایشان زورگویی تبرئه و مقاومت در مقابل متجاوزان به باد انتقاد و اعتراض گرفته شود!

4- رئیس‌جمهور محترم در همان مراسم، منتقدان را مخالف برقراری رابطه با دنیا معرفی کرده و اعلام می‌دارد، بعضی‌ها عظمت ایران را هنوز باور نکرده‌اند، ملت ایران در طول تاریخ با دنیا رابطه داشته است! و توضیح نمی‌دهند چه کسی مخالف رابطه با دنیا بوده است؟! آنچه منتقدان سیاست خارجی دولت مطرح کرده و می‌کنند، رابطه متوازن و عزتمندانه و به دور از وادادگی و ذلت‌پذیری است که متأسفانه دولت در این زمینه نه فقط دستاوردی نداشته است بلکه وادادگی در مقابل بیگانگان را به جایی رسانده است که امروزه دولت‌های فکسنی و دست‌چندمی نظیر عربستان و امارات نیز برای کشورمان شاخ و شانه می‌کشند!

5- آقای روحانی در مراسم روز ملی صادرات؛ به گونه‌ای از ضرورت اعتماد به ملت سخن می‌گویند که انگار در مقابل تلاش ایشان و دولتشان برای اعتماد به مردم کسانی  ایستادگی کرده و مانع از برقراری این اعتماد شده‌اند! ایشان در همین زمینه می‌گوید «باید به ملت ایران اعتماد کنیم، فقط چهار نفر نیروی امنیتی نمی‌توانند مورد اعتماد ما باشند»! باز هم جناب رئیس جمهور توضیح نمی‌دهند که مگر نیروهای امنیتی مانع ایجاد اعتماد به مردم بوده‌اند؟! و این پرسش را هم بی‌پاسخ می‌گذارند که این چهار نفر نیروی امنیتی چه کسانی هستند؟!  برخی از وزیران و مشاوران ایشان از اعضای موثر مراکز امنیتی کشور بوده‌اند و مخصوصا شخص جناب آقای دکتر روحانی سالهای متمادی دبیر شورای عالی امنیت ملی، یعنی یکی از برجسته‌ترین کانون‌های امنیتی کشور بوده است. بنابراین باید پرسید که رئیس‌جمهور محترم از کدام چهار نفر نیروی امنیتی به گلایه یاد می‌کنند؟! ضمن آن که حضور و فعالیت در مراکز امنیتی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران خدمتی بزرگ به ملت و نظام و شایسته افتخار و مباهات است.

6- رئیس‌جمهور محترم در جمع مردم اراک، برجام را به یک باغ میوه و مردم را که در انتظار دستاوردهای آن هستند به کودکانی تشبیه می‌کند که برای چیدن سیب و گلابی آمده‌اند و خطاب به آنها می‌گوید؛ باید برای بهره‌برداری از میوه‌های این باغ صبر کرد! این اظهارات آقای روحانی در حالی است که پیش از این برجام را «فتح‌الفتوح»، «آفتاب تابان»! «معجزه قرن»! «بزرگترین دستاورد تاریخ ایران»! «نشانه تسلیم همه قدرت‌های بزرگ در برابر اراده ملت»!، «پیروزی بزرگتر از فتح خرمشهر» و... نامیده و تأکید کرده بود «در همان روز اول توافق، تمام تحریم‌های بانکی، بیمه‌ای، مالی، حمل و نقل، پتروشیمی، فلزات سنگین و تحریم‌های اقتصادی به طور کامل لغو خواهند شد و نه تعلیق. حتی تحریم‌های تسلیحاتی نیز کنار گذاشته می‌شود»! اکنون باید از آقای روحانی پرسید سخن آن روزهایتان را باید باور کرد و یا اظهارات امروزتان را که با یکدیگر در تناقض بوده و فاصله‌ای پرناشدنی دارند.

7- یکی از وعده‌های اصلی و پررنگ آقای روحانی که قبل و بعد از انتخابات روی آن تأکید کرده بودند، ایجاد اشتغال بود، از جمله «دولت تدبیر نخواهد گذاشت این همه جوان بیکار در مقابل خانواده و فرزندان شرمنده باشد.»، «دولت تدبیر بیکاری را با روش‌هایی چون توجه به صنعت، کشاورزی و گردشگری کاهش خواهد داد»، «مشکل بیکاری باعث شده است از هر 5 ازدواج یکی به طلاق منجر شود، با رونق اقتصادی، می‌توانیم بیکاری را ریشه‌کن کنیم»! و...

اما جناب روحانی ابتدا در جمع مردم اراک از ایجاد اشتغال برای بیکاران ابراز ناتوانی می‌کند، ولی فردای آن روز در جمع مردم خمین ابراز می‌دارد که طی یک سال 714 هزار شغل ایجاد کرده است و این در حالی است که مرکز پژوهش‌های مجلس از بیکاری بیش از 7 میلیون نفر خبر داده و تأکید می‌کند ادامه مسیر با این شیب، تعداد بیکاران را در سال 1400 به 11 میلیون نفر می‌رساند، وزیر کار اعلام می‌کند؛ هر 5 دقیقه یک نفر به جمعیت بیکار کشور اضافه می‌شود. از سوی دیگر معلوم نیست با توجه به رکود سنگین و فزاینده که تعطیلی پی در پی کارخانه‌ها و مراکز تولیدی و صنعتی را به دنبال داشته و دارد، وعده رئیس‌جمهور محترم چگونه قابل تحقق است!

8- آقای روحانی در جمع مردم خمین می‌گوید؛ «کارخانه‌های ما یکی پس از دیگری از رکود خارج می‌شود»! این ادعای رئیس‌جمهور محترم در حالی است که وزیر صنعت ایشان تأکید می‌کند «7 هزار واحد متوقف در شهرک‌های صنعتی وجود دارد» و معاون وزیر صنعت خبر می‌دهد «10 هزار واحد صنعتی یعنی 29/5 درصد کل واحدهای صنعتی، با ظرفیت کمتر از 50درصد کار می‌کنند» و نماینده مجلس اعلام می‌کند «60 درصد واحدهای صنعتی و تولیدی تعطیل است» در میان مراکز تولیدی تعطیل شده نام مراکز پرسابقه‌ای نظیر ارج، قند ورامین، پارس‌کروم خزر (تنها واحد تولید کننده مواد‌اولیه صنایع چرم در خاورمیانه)، فولاد سبزوار، ایرانا و... به چشم می‌خورد. و ده‌ها نمونه دیگر از اینگونه اظهارات متناقض و ارائه آمارهای غیرواقعی که شرح آن به درازا می‌کشد.

9- و بالاخره، مروری هر چند گذرا بر عمر سه سال و پنج ماهه دولت آقای دکتر روحانی به وضوح حکایت از آن دارد که دولت ایشان در تحقق بسیاری از وعده‌هایی که داده بود موفق نبوده است و در مواردی نیز خسارت‌های بعضا جبران‌ناپذیری- و یا دستکم به سختی قابل جبرانی- را هم باعث شده است. و از سوی دیگر، تردیدی نیست که جناب ایشان رسیدن به این نقطه را در برنامه کاری خویش نداشته و نمی‌پسندیده‌اند. این نکته را از تغییر ماهیت وعده‌هایی که داده‌اند و اصرار بر اعلام تحقق آنچه تحقق نیافته است می‌توان درک کرد و حال آن که چاره کار در تغییر مسیر حرکت دولت و جا به جایی ریل‌گذاری‌های پیشین است و نه جا به‌جایی این وزیر و آن معاون و یا پنهان کردن واقعیات تلخی نظیر دستاورد تقریبا هیچ برجام، تحمیل رکود، تعطیلی مراکز تولید، تحقیر نظام و مردم در برابر بیگانگان و مشغول کردن دولت به مسائل حاشیه‌ای ... و در یک‌کلام باید به فکر نجات عابر بود و نه کلاه!

حسین شریعتمداری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ آبان ۹۵ ، ۰۳:۵۰
جمعی از نویسندگان
يكشنبه, ۲ آبان ۱۳۹۵، ۱۰:۱۲ ب.ظ

شجره خبیثه

شجره طیبه و شجره خبیثه در قرآن آمده است و شجره خبیثه یا درخت بدی ها هیچ موقع سیب و گلابی نمی دهند و انتظار برداشت سیب و گلابی از شجره خبیثه انتظار بیجا و بیخود است و وعده دهندگان چنین چیزی فقط روی فریب مردم حساب باز کرده اند.


وَ مَثَلُ کَلِمَةٍ خَبِیثَةٍ کَشَجَرَةٍخَبِیثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ ﴿ابراهیم: ٢۶﴾


- و (همچنین) «کلمه‏ی خبیثه» را به درخت ناپاکی تشبیه کرده که از زمین برکنده شده، و قرار و ثباتی ندارد.


و از آنجا که یکی از بهترین طریق برای تفهیم مسائل استفاده از روش مقابله و مقایسه است بلافاصله نقطه‏ی مقابل «شجره‏ی طیبه» را در آیه‏ی بعد چنین بیان می‏کند:


اما «مثل کلمه خبیثه و ناپاک همانند درخت خبیث و ناپاک و بی‏ریشه است که از روی زمین کنده شده و در برابر طوفانها هر روز به گوشه‏ای پرتاب می‏شود و قرار و ثباتی برای آن نیست» (و مثل کلمة خبیثة کشجرة خبیثة اجتثت من فوق الارض ما لها من قرار).


کلمه‏ی «خبیثه» همان کلمه‏ی کفر و شرک، همان گفتار زشت و شوم، همان برنامه‏های گمراه‏کننده و غلط، همان انسانهای ناپاک و آلوده، و خلاصه هرچیز خبیث و ناپاک است.


بدیهی است درخت زشت و شومی که ریشه آن کنده شده، نه نمو و رشد دارد نه ترقی و تکامل، نه گل و میوه، و نه سایه و منظره، و نه ثبات و استقرار، قطعه چوبی است که جز بدرد سوزاندن و آتش زدن نمی‏خورد، بلکه مانع راه است و مزاحم رهروان، و گاه گزنده است مجروح کننده و مردم آزار!.


جالب اینکه در وصف «شجره طیبه» قرآن با تفصیل سخن می‏گوید و اما به هنگام شرح «شجره‏ی خبیثه» با یک جمله‏ی کوتاه از آن می‏گذرد تنها می‏گوید «اجتثت من فوق الارض ما لها من قرار» از زمین کنده شده و قراری ندارد زیرا هنگامی که ثابت شد این درخت بی‏ریشه است دیگر شاخ و برگ و گل و میوه تکلیفش روشن است.


https://telegram.me/bavarnews

http://bavarnews.blog.ir

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آبان ۹۵ ، ۲۲:۱۲
جمعی از نویسندگان
يكشنبه, ۲ آبان ۱۳۹۵، ۱۰:۱۹ ق.ظ

ارسال سلاح به عربستان متوقف شود

رئیس موسسه سیاست بین الملل اتریش گفت: غرب ارسال سلاح به عربستان را متوقف کند/دخالت نظامی ریاض در یمن تصمیمی یک جانبه بود/ پاسخ ارتش یمن به ادامه حملات عربستان به مناطق مسکونی/ مرکز تجمع نظامیان سعودی درهم کوبیده شد.
آمریکا و آل سعود در جنایات یمن و سوریه و عراق سهیم هستند و صهیونیست ها در پشت پرده این جنایات هستند.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آبان ۹۵ ، ۱۰:۱۹
جمعی از نویسندگان